تبليغاتX
آرتمیس آرت
هنري ، ادبی ، پژوهشی

 

بررسي تطبيقي دايره در نقاشي مدرن

ازهار موسوي نيا

كارشناس ارشد  پژوهش هنر  و استاد دانشگاه آزاد

 

مقدمه

دایره به عنوان یکی از نمادهای اساسی در تحقیق های هنری اواخر قرن نوزدهم و طول قرن بیستم نقش مهمی داشته است.[1][2]

دایره نماد کیهان و آسمان است از دوران رنسانس به بعد دایره کامل نماد خداوند بود در هنر غربی دسته همسرایان شامل فرشتگان که آسمان را نشان می دهند شکلی حلقوی یا نیمدایره دارند دایره همچنین بر ابدیت دلالت می کند که آغاز و پایان ندارد.[1][3]

دایره مبنای ساخت و پرداخت هنر انتزاعی و کوبیسم و نهضت های معروف به ساختگری conructivism و اورفیسم است وحتی در شکل گیری امپرسیونیسم تاثیر مهمی داشته است.

دایره بیش از هر فرم هندسی نماد حرکت و سرعت مدرن است. مشخصه هنر قرن 20 از امپرسیونیسم به بعد، مواجه با جهانی بود که با گذشته متفاوت است. همگی این سبکها خواستار تحول دیگری بودند و همه چیز نوعی درگیری بیرونی و تعامل با محیط بود تا با درون خود، تغییرات و شرایط اجتماعی و عصر ماشین که هنرمند را به واکنش برمی انگیزد.

در این تحقیق سعی میشود که دایره در سبکهای مختلف هنر مدرن تطبیق داده شود. سبکهای مورد نظر من شامل امپرسیونیسم فوویسم هنر انتزاعی کوبیسم و سورئالیسم میباشد که در همه آنها دایره در آثار هنرمندان هر سبکی باهم تطبیق داده می شود.

سبک امپرسيونيسم

فرنان لژه: «نقاشی قبل از ظهور امپرسیونیست ها هرگز نتوانسته بود از قید ادبیات رها شو د و همواره بکارگیری تضادهای تجسمی باید هماهنگ با موضوع داستان می بود که در این دوره نقاشان چنین ضرورتی را احساس نمی کردند».[2][4]

از هرزمان رهایی موضوع از قید و بندهای تجسم ادبی و اسطوره ای باعث شد که امپرسیونیست ها بیش نسبت بدان بی توجه شوند . برداشت هنرمند اهمیت یافت. موردی که بسیار بدان توجه شد تاثیرات نور بروی موضوع بود.

این دستاورد جدید همزمان با یک دوره جدیدی بود که تاثیر  فراوانی بر روندهنر آینده داشت.

فرنان لژه: «اگر بیان تصویری تغییرکرده است به سبب این است که مقتضیات جدید چنین چیزی را ایجاب می کرده است. زندگی افراد جدید بسیار پیچیده تر و هیجان انگیزتر از افراد سده های گذشته است.»[3][5]

این تغییر شرایط جدید به حدی بر هنر تاثیر گذاشت که نقاشی امپرسیونیستی بازتاب شرایط بیرونی بود تا شرایط درونی هنرمند زیرا که طبق نظر فرنان لژه: «از آنجا که نقاشی مقوله بصری است لذا بیش از هر چیز باید منعکس کننده شرایط بیرونی باشد تا وضعیت روانی و درونی.»[4][6]

یکی از هنرمندان امپرسیونیستی کلود مونه است که علاقه به نمایش فرم دایره به صورت خورشید بود. او ستاینده زیبایی و روشنایی خورشید بود و آنرا به صورت حلقه ای روشن نقش می کرد. نمایش تابلوی احساس ( امپرسیون ) طلوع آفتاب که در آن قرص خورشید به رنگی گرم در افق دوردست دریا در میانه پرده نورافشانی می کند موجب شد در سال 1874صفت هجوآمیز امپرسیونیست را بر او قرار دادند و این اسم بعدها نام نهضت امپرسیونیسم شد.[5][7]

از دیگر هنرمندان که از امپسیونیست ها تاثیر گرفت ون گوگ بود.

قرص مدور خورشید، یکی از الگوهای محبوب ونسان ونگوگ، هنرمند پرتلاش هلندی بود. نقاشی های خورشید نشان او، با ورودش به ایالت پروانس آغاز شد. تابلو بذرافشان غرق در نوری است که از هاله عظیمی که قلم نقاش به صورت دوایر متحد المرکز پرداخته می تابد.

در منظره کشتزار تخم خورده، دوایر زرین وآتشین از کانونی برافروخته برخاسته و بسان امواج نور، پخش و پراکنده میشوند و سراسر آسمان را فرا می گیرند. ستارگانی که به خورشید های چرخان تبدیل شده و با قلمی چرخ زن که حرکت دوار آنها را شتاپ می بخشند، رقم خورده اند. دایره ها و فرم های چرخان در تابلو شب پرستاره دیوانه وار می رقصند و با حالت چرخنده خود ، آسمان را به جنب و جوش وا می دارند."[6][8]

در تابلوی نقاشی شب پر ستاره، طبیعت وجود دارد اما طبیعتی که ساخته و پرداخته ذهن نقاش است. عینی گرایی همزمان با محو همه نشانه های وجود دارد. این دور شدن از اصولی که سالیان سال برنقاشی سایه انداخته است، هنرمند را به تحرک، بی نظمی وآشفتگی  می برد. گوی آتشین که در حال رقص و جنبش است و ستاره هایی که در آب شناورند. این همه حرکت، تموج، که بیش  از همه در اثار ونگوگ مشاهده می شود می تواند پیشگویی یک زمانه جدیدی را هم بدهد زمانه سرعت و حرکت، به قول فرنان لژه: تحول وسایل حرکت و افزایش سرعت آنها عامل مهمی در ایجاد این نحوه جدید مشاهده بوده است.

از دیگر هنرمندانی که تحت تاثیر امپرسیونیست قرار گرفت هانری روسو بود گرچه مضامین او بیشتر سورئالیستی بود تا سورئالیستی.

هانری روسو در تابلو جنگل بکر در غروب افتاب، گوی قرمز مغرب را تصویر کرد. در صحنه ای غریب، بدین گونه که پلنگی به مرد سیاه پوستی هجوم می برد و می خواهد او را دریده و بخورد. [7][9]

فوویسم

گیوم آپولینر می گوید: «فوویست ها خواستار تغییر شکل در هنر نقاشی بودند. آنان همچنان به مشاهده طبیعت علاقمندند، ولی دیگر از آن تقلید نمی کنند. هنر آنها ساده و بی آلایش است. دیگر مشابهت با اصل اهمیت چندانی ندارد چونکه هنرمند همه چیز را فدای ترکیب بدی اثرش کرده است دیگر موضوع مهم نیست. هدف نقاش همان است که قبلا بوده یعنی خوشایند بودن برای بیننده، اما نقاشان جدید لذتی متفاوت با تماشای آسان طبیعت به بینندگان خود عرضه می کنند.»[8][10]

در سبک فوویسم، نقاش طبیعتی یکسره متفاوت بوجود می آورد که نمایانگر پیشرفت ذهنی او به سمت رها شدن هرچه بیشتر از عینیت گرایی است در آثار یکی از معروفترین پایه گذاران این سبک یعنی هانری ماتیس ، حال وهوای نقاشی مدرن را می توان یافت.

آنچه که بیش از هر چیز در کارهای هانری ماتیس دیده می شود، حضور خطوط منحنی و سیال گونه ای است که بیشترین آرامش را بیننده می دهد.

خطوطی که هرگونه تنش را در خود فروبرده اند. این نوع آفرینش به نحوه دید هنرمند بر می گردد . دراین مورد هانری ماتیس خود می گوید:

«دیدن خود یک عمل خلاق است ، عملی که مستلزم تلاش است . هر آنچه در زندگی عادی خود می بینیم ، در درجات مختلفی ، دستخوش تغییر شکل ها و کژنمایی هایی می شوند که حاصل عادات مکتسبه اند ، و این موضوع شاید در عصری مانند عصر ما مصداق داشته باشد که در آن سینما، تبلیغات، و مطبوعات هر روز سیلی از انگاره های ساخته و پرداخته را برما جاری می سازند که برای نگاه ما همان تاثیری را دارند که پیشداوری برای شعور ما دارد . هنرمند در همه طول زندگی اش باید به گونه ای بنگرد که در زمان کودکی می نگریسته است.»[9][11]

هانری ماتیس در خیلی از تابلوهای طبیعت بیجان خویش ، از جمله میز ناهارخوری و مراکشی ها، شکل هایی منحنی ودایره ای را بکار گرفته است.

خیلی از اشکال گرد هستند: میوه ها، بشقاب ها، ظروف، سبدها، حتی گلهای روی میز و نقش های مات و کمرنگ دیوار. بیشتر زاویه ها زایل شده و به گردی تبدیل شده اند، دایره ها، بویژه در دو اخیر در همه جای تابلو پراکنده اندو ارتباط آنها را خطوط باریک رنگی به عهده دارند.[10][12]

کاربرد در آثار هنری کاملا عینی گرایی و طبیعت گرایانه است دایره های ماتیس به صورت میوه های گرد در داخل ظرف ، گلبرگها ، موتیفهای تزیینی بروی دیوار و رومیزی و پرده  می باشند. درتابلوی موسیقی در آلات موسیقی و دوگوی سینه های زنان ظاهر شده است. دایره های کاملی که هنوز کلیت خود را حفظ کرده است، گرچه اشاره ای هم به یکی از اشیائ طبیعی هم می کند.

 سبک انتزاعی

در سال 1911فرانتس مارک و کاندینسکی گروه سوار آبی را تشکیل دادند. کاندینسکی با اولین اثر انتزاعی خود، تابلوی دایره، سبک انتزاعی را بوجود می آورد.

کازیمیر ماله ویچ از نظریه پردازان هنر انتزاعی در مورد آن می گوید:«هنرمند زمانی آفرینشگر است که شکلهای موجود در تصویرش هیچ وجه اشتراکی با شکلهای طبیعی نداشته باشند. شکلهای انتزاعی یعنی واقع گرایی جدید در نقاشی که نشانگر ساخت و ایجاد شکلها از هیچ هستند که توسط عقل اشراقی کشف شده اند».[11][13]

فرانتس مارک یکی از گروه سوار کار آبی و همکار نزدیک کاندینسکی ، در بیشتر تابلوهای خود ترکیبی دوار وفرم منحنی گونه بر نقاشی بر میگزیند.

تابلوهای اسبهای آبی ، اصطبلها و شکلهای ستیزنده او ، ساختار طراحی و ترکیبی کاملا دایره وار و منحنی دارند . او بعد از سال 1914 در پاریس ، راه حلهای شخصی تردیدهای ریشه دار وطوفانهای روحی اش را در خطهای متقاطع چرخان و گردباد رنگهای ونگوگ جستجو کرد . در همان حال به دنبال نوعی هماهنگی درونی بین خود و دنیای پیرامونش می گشت که بتواند به کمک فرم و رنگ بیان کند . او این هماهنگی را در شکلهای جانوران ، بویژه اسبها و گوزنهایی یافت که آنها را در امتداد قوسهای آزاد به هم پیوسته و ادامه دار و با طراحی تند و منحنی نقش میکرد . او حرکت گونه نخستین نقاشیهای جانوری خود را تا حدی مدیون سنت همچنان پایدار هنرنو بود.[12][14]

در تابلوی فرانتس مارک اسب آبی عینی گرایی و انتزاع گرایی هنرمند با هم درگیرند . اسبها واقع گرایانه نیستند ، برداشت گرایانه هم نیستند به انتزاع کامل هم نرسیده اند . دوایر بکارگرفته توسط فرانتس مارک در قالب عضله و بدن اسب به صورت حجیم و سنگین نمایش داده شده اند و چنین اسبی را فقط می توان در خواب و خیال دید.

کاندینسکی ، بویژه از سال 1926به بعد یعنی از تاریخی که به مناسبت شصت سالگی اش ، در مونیخ کتابی به نام نقطه ، خط ، سطح چاپ کرد . یک رشته دایره کشید که به عنوان دایره ها را بر خود داشتند در برخی از نقاشی هایش پس از آن دوره ، دوایر رنگینی همچون صور فلکی نقش شده که گاه هاله ای آنها را در میان گرفته است . این دوایر رنگین ، گسترش می یابند و همچون حبابهای صابون ، از صور نجومی یا سنگ های آسمانی که در فضا پراکنده اند ، بر می خیزند . این ترکیب بندی صور منحصرا انتزاعی ، که در فواصل دور از هم یا نزدیک به هم می چرخند و قطب نوری شان یا در مرکز آنها واقع است یا خارج از ان مرکز ، تضاد میا ن آرام و قرار ، نارامی و بی قراری ، سکوت و صدا و روز وشب را به نحوی رمزی تمثیل می کنند.[13][15]

در تابلوی دایره ها شماره 323  ، ستاره های ونگوگ استحاله و انتزاعی تر شده و از عالم عینیت وارد فضای تجریدی شده اند و بهمین جهت به شدت مدور و گرد هستند چون به هیچ چیزی در طبیعت دلالت نمی کنند و فقط بر مدوربودن خود تاکید دارند .

کوبيسم

سبک کوبیسم در سال 1907 با تابلوی دوشیزگان آوینیون بوجود آمد . سبکی که در مورد آن سخن و نقدهای فراوانی شده است .

کوبیسم سبکی است که نقاش میتوانست به جای توصیف تحلیل ، می تواند در صورتیکه مناسب بداند با ترکیب شی ء یا به تعبیر کانت با گذاردن کنار هم مفاهیم مختلف و ادغام آنها در ادراکی واحد به خلق اثر بپردازد .

دراین سبک توجه به احجام هندسی و ساده سازی احجام که از سزان شروع شده به اوج خود می رسد توجهی که بعدها در آثار لوکوربوزیه تبدیل به احجام ناب و خالص می شود که راه را برای هنرهای کاربردی و تولید ماشینی باز می کند.

کره و دایره ، یکی از سه شکل متصور سزان برای عناصر هستی بود . اوطبیعت را با استوانه ، گوی و مخروط باز می آفرید . برای آنکه درفضای سه بعدی ، اضلاع هر شی و هر نما، به نقطه ای مرکزی متمایل می باشند و بدین گونه چشم در پایان نگاه و کندوکاوی طولانی ، مرکز گرا می شود . در هر پرتقال ، سیب ، تیله و کاسه سر اوج و نقطه ثقلی است.[14][17]

در هنرها ی کاربردی مکعب ، استوانه و کره شکلهای ثابت پایه ای محسوب می شوند این شکلها و خطوط صاف در طبیعت یافت نمی شوند ولی ریشه ای عمیق در ضمیر انسان دارند و ازجمله ملزومات اساسی هر نوع ادراک عینی محسوب می شوند . بدون مکعب هیچ تصوری از سه بعدی اجسام نمی توانیم داشته باشیم و بدون کره و استوانه تنوع این سه بعدی بودن اجسام نمی توانیم داشته باشیم و بدون کره و استوانه تنوع این سه بعدی بودن اجسام به درستی احساس نمی شود.[15][18]

پیکاسو از پایه گذاران سبک کوبیسم و یکی از هنرمندان شاخص مدرنیسم است. پیکاسو پیرو اندیشه ای بود که می گفت ، «وقتی چیزی را می توان وصف کرد ، دیگر نیازی به نقاشی کردن آن نیست.»[16][19]

با طرد تمامی جنبه های تزیینی ، روایتی و نمادین به خلوص در نقاشی دست یافت . او وجود موضوع را نفی نکرد بلکه آنرا با هوش و درایت واحساس خود به روشنی جلوه گر ساخت.[17][20]

کاربرد دایره را به سادگی می توان در آثار پیکاسو مشاهده کرد.

در تابلوی زنی که موهای خود را آرایش می کند ، دایره ها دلالت بر عینی گرایی می کنند و در قالب سینه های زنان ظاهر شده . ولی رویکرد مهم کوبیسم توجه به عینی گرایی نبود بلکه تغییر آن بود ، ارائه واقع گرایی جدیدی از هستی که تا قبل ازآن وجود نداشته است.

دراین اثر، بشقاب سیب (پیکاسو) دوایری به شکل سیب برمهارت خود بر واقع گرایی تاکید می کند.

در این اثر ، دایره ها به وضوح خود را نمایش می دهند و نه یک عنصر تزیینی بلکه جزء ترکیب بندی و لایه های اصلی اثر هستند . هرگز دایره تا بدین حد ، صریح و کامل نبوده و بر خویشتن خویش تاکید نکرده است.

ژرژ براک یکی از هنرمندان سبک کوبیسم نیز توجه خاصی به کاربرد دایره داشته است.

یکی دیگر از هنرمندان کوبیسم فرنان لژه است که در تعدادی از تابلوهایش ، افراد و اشیاء را با کشیدن دایره های بهم پیوسته و تکرار شونده معرفی می کند . گویی عضلات  آدمها به سان بادکنک های گرد وپرباد ورم کرده و به مرز انفجار می رسند . در تابلو تضاد شکل انبوهی از دایره های کشیده و بیضی های تخم مرغی در عرصه تابلو برهم نگاشته شده اند و قسمت کمی از تابلوبه اشکال دیگر تعلق دارد.[18][21]

 اورفيسم

شاخه ای ازکوبیسم می باشد که بر نور ورنگ تاکید فراوانی دارد .سبکی که در آن عناصر ساختاری جدید از فضای عینی و بصری گرفته نمی شوند ، بلکه بطور کامل زاییده عقل هنرمند هستند.[19][22]

درمیان آثار خلق شده ، آثار اورفیستهایی مثل رابرت دلونه ، فرانتزیک کاپکا و همکاران دوران کوبیستی آنها آلبر گلز به خاطر ساختار مستدیر و ترکیب خاص رنگی شان ، ویژگی متفاوتی دارد . تمامی سطح تابلو در این آثار ، به طریق دایره های رنگی متداخل پوشیده می شوند که گویی مانند امواج گسترش می یابند . این تابلو ها بطور مستقیم یا   واسطه هایی الهامبخش ، از اصول علم فیزیک نوین ، بویژه قوانین فیزیک نور ، اصل انتشار امواج ، شرایط تداخل وترکیب سطوح رنگی و تاثیر طول موجهای مختلف بر هم و قوانین دیگر ، مایه می گیرند.

در انتخاب عنوان بیشتر تابلوها نیز ، قوانین امواج ، مقولات اختر فیزیک یا اصطلاحات موسیقی ، کارساز بود . تابلوهای دیسک های همزمان نیوتن از کوپکا ، سمفونی در بنفش اثر گلز ، نمونه های این ارتباط هستند.

روبرت دلونه ، دوران کارآ موزی در کوبیسم را سریعا پیمود . او در فاصله سالهای 1908  - 1912 موضوعات مختلفی از فضای آزاد و معماری پاریس از جمله کلیسای سن سورین و برج ایفل را موضوع کار خویش قرار داد . آثار او در سالهای بعد از 1906 ، به صورت مناظری مرکب از گرده و قرص یا اشکال مدور خورشید ظاهر شدند بدین وجه که خورشید در دوایر متحد المرکز پویایی که سراسر آسمان را پوشانده ، محاط است . به عنوان مثال در مجموعه تابلوهای خورشید و ماه ، خورشید چرخ زن با مدارهای بس عظیمش ، با هم تلاقی می کنند . چنین می نمایند که این دوایر و حلقات چند رنگ ، که یاد آور گردش نور هستند ، ازمشاهده خورشید زاده شده باشند."[20][23]

دلونه عنوان دیسکهای همزمان را به صفحات مدور خویش داده بود ولی آپولینر آزمایشگری های انتزاعی او و کوپکا را اورفیسم نامید. و این حکایت از آن داشت که آنچه در اینجا مورد نظر است ، هنری است در حرکت و همچون موسیقی ، با شبیه سازی از دنیای بصری یا موضوع واقعی فاصله دارد.

تابلو بزرگداشت بلریو مجموعه پرازدحامی از دایره های متداخل رنگی و شکلهای مواجی است که به طریق فام های زرد ، نارنجی و آبی ، از نقاط مرکزی به سوی اطراف گسترش پیدا می کنند ، گویی مشتی قلوه سنگ را به حالت پراکنده چندگانه تابلو ، آن را به حالت تلالویی از انوار شاد و متحرک درآورده  است.[21][24]

کوپکا در اوایل سال 1909 در پرده نخستین گام شبکه ای انتزاعی از کرات رنگین به نشانه سیاراتی که به گرد خورشید های مرده سفید می چرخند آفریده بود این پرده از سندهایی است که به سرچشمه گیری انتزاع مربوط می شود . در سال 1912 با آفریدن پرده ای بنام دیسکهای نیوتن دنیایی انتزاعی از دایره های رنگین مرتعش و چرخان آفرید . در طی همان سال ، کوپکا انتزاعهایی هندسی شامل منحنی هایی سوای دایره آفرید . پرده دیسکهای نیوتن ، آمیزه ای از دایره ها و قوسهای رنگی شفاف و روی هم را نشان می دهد دیسکهای نیوتن برخلاف بزرگداشت بلریو ، اثر دلونه از عناصر عینی اشیا ، ابزار یا برج و گاری خالی است و دایره های روی هم آن مرکزیت واحد گسترش یابنده ای را نشان می دهند . دایره ها و قوس های نزدیک مرکز امواج ، بیشتر زردهای متنوع ، نارنجی ها و قرمزها هستند و رنگمایه قوس های کناری بیشتر در مایه های صورتی ، بنفش و آبی است.[22][25]

گلز در بسط دامنه هنر جدید چه از لحاظ موضوع و چه از لحاظ نگرش به موضوع ، نقش مفیدی داشت زیرا خود وی از همان نخستین روزهای شکل گیری تاریخ کوبیسم ، با عناصر بیانی تجسمی و شکلی، سروکار پیدا کرد. او در طی سالهای بعد همانند کوبیستهای دیگر ، به مجموعه رنگهای کاملتری روی آورد. دیدارش از ایالات متحده امریکا و آشنایی با پویایی موجود در شهری چون نیویورک، انگیزه ای نوین در او به وجود آورد . زیبایی معمارانه مضامینی چون پل بروکلین ، الهامبخش او در آفریدن بسیاری از آثار پرقدرت انتزاعی او شد که بر مجموعه ای از اشکال و فرمهای دایره وار متداخل مبتنی بودند.[23][26]

سوررئاليسم

خوان میرو در تابلوی زیتونستان ، کارناوال دلقکها ، فضای داخلی هلندی ، شاعره و تعداد زیادی از تابلوهایش ، ترکیب بندی را بر تکرار دایره ها و اشکال گرد و دوار نهاده و این اشکال گرد تیره و کمرنگ ، به حالت پیچان و سیال ، فضاهای وسیع و تقریبا یکرنگ بابلوها را می پوشاند . میرو در تابلوی زنانی که در آفتاب توپ بازی می کنند ، همچون بازیگر ی تردست ، حلقه ها و دایره های متنوع را به بازی می گیرد . در دوره های بعد ، دایره همچون نقش آبستن معنا و صاحب موقعیتی مسلط تصویر شده و گاه دوایر یا نماهای مستدیر نامتقارن دسته دسته تابلوها پر کردند .[24][27]

سورئالیسم در سال 1924 با بیانیه آندره برتون زاییده شد . یکی از هنرمندان شاخص این سبک خوان میرو و ماکست ارنست است .

در این اثر فضای خیالی و عجیب خوان میرو کاملا بر ساختار دایره ای شکل گرفته است .

در آثار خوان میرو که به هنر انتزاعی هم توجه ویژه داشت ، دایره دلالت بر عینی گرایی نمی کند نیز بر تجرید محض و نه بر چیزی دلالت می کند . دایره در فضای عجیب و رمز آلود و خیالی هنرمند پای می نهد و در ضمیر ناخود آگاه او همراه با مکاشفات او ظاهر می شود . دایره خود عنصری غریب و دست نا یافتنی از فضایی میشود که فقط برای خود هنرمند معنا و مفهوم دارد .

ماکس ارنست نقاش خورشیدهای رنگ پریده ای بود که بالای سردرختان سنگ شده جنگل بزرگ می دمد . ارنست در مجموعه تابلوهای دوچرخه علفی و حبابهای خال خالی ، تعداد زیادی از دایره های آمیب وار را بهم آمیخته و بر زمینه تیره تابلو کشیده است . گردی ها و دایره هایی که همجواری شان ، حیوانات دریایی و سخت پوستان خالدار را به ذهن متبادر می کند .[25][28]

 



[26][2] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، فصلنامه نامه هنر، شماره 6، ص 75.

 



[1][3] هال، جیمز، فرهنگ نگاره ای نمادها در هنر شرق و غرب، رقیه بهزادی، تهران: فرهنگ معاصر،1380، ص9.

[2][4] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه های اهل هنر، مینا نوایی، جلد دوم، تهران، کانون فرهنگی هنری ایثارگران، 1377، ص 73.

[3][5] همان منبع، ص71.

[4][6] همان منبع، ص71.

[5][7] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص75.

[6][8] همان منبع، ص75.

[7][9] احمد ملکی، رحمان، همان منبع، ص76.

[8][10] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه اهل هنر، همان منبع، ص113.

[9][11] لینتون، نوربرت، هنر مدرن، علی، رامین، تهران، نشر نی، 1382، 248.

[10][12] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص77.

[11][13] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه اهل هنر، همان منبع، ص99.

[12][14] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی پرخان، همان منبع، ص77.

[13][15] احمد ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص77

[14][17] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص75.

[15][18] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه اهل هنر، همان منبع، ص165

[16][19] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه اهل هنر، همان منبع، ص108.

[17][20] همان منبع، ص109.

[18][21] احمدی ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص77.

[19][22] هاریسون، چارلز، وود، پل، هنر و اندیشه اهل هنر، همان منبع، ص118.

[20][23] احمد ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص87و89.

[21][24] احمد ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص79.

[22][25] همان منبع، ص80.

[23][26] احمد ملکی، رحمان، دیسکهای رنگی چرخان، همان منبع، ص82.

[24][27] . احمدی ملکی ، رحمان ، دیسکهای رنگی چرخان ، همان منبع ، ص 76 .

1. احمدی ملکی ، رحمان ، دیسکهای رنگی چرخان ، همان منبع ، ص76.

 

نوشته شده توسط نورا موسوي‌نيا در ساعت 8 PM | لینک  | 

 

مشخصات:

نام و نام خانوادگي : نزار موسوي نيا               

تاريخ تولد: 1358   

مدرك تحصيلي : كارداني هنرهاي تجسمي اصفهان و كارشناسي نقاشي تهران

 

نمايشگاه ها :

نمايشگاه انفرادي نگارخانه دي / 1384

نمايشگاه گروهي در نگارخانه اثر / مرداد 1385

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه دی / بهمن 1385

نمایشگاه گروهی در نگارخانه آریا / ارديبهشت 1386

نمایشگاه گروهی در نگارخانه اثر / مرداد 1386

 

خود ويرانگری و دوگانگی واقعيت

«کسی که چرایی برای زیستن داشته باشد از پس هر چگونه یی  نیز برمی آید .» فریدریش نیچه

آثار نقاشی نزار موسوی نیا ، آکنده از اضطراب ، وحشت ، بهت ، شک و تردید و کنجکاوی نسبت به چیستی و چگونگی واقعیت است . از مشخصه های اساسی آثار وی «خود ویرانگری آدم ها» ، «خلق جهانی نامتعارف» ، «واژگون کردن واقعیت » و ایجاد فضاهایی دوگانه و شک برانگیز نسبت به واقعیت جهانی است که در آن زندگی می کنیم .

در برخی از آثار وی اضطراب و تهدید ، با رنگ های تیره ، فضاسازی های هراس انگیز و واژگون واقعیت به بیننده هجوم می آورد . و در برخی دیگر از آثار وی (به ویژه آثار متأخر) ترس و اضطراب در کمال خونسردی ، با فضاسازیهای سرد و آرام ، شخصیتهای نامتعارف ، زیباشناسی دقیق جزئیات و رنگهای بسیار تخت و یکدست با خونسردی تمام بیننده را نسبت به «هستی شناسی کل جهان» دچار چالش می کند و او را از تهدیدی هراس انگیز در «جهان واقعیت» برحذر می دارد .

شخصیت های آثار نزار موسو ی نیا ، آدم هایی تنها ، منزوی و زندانی یک وضعیت متافیزیکی غریب در میانه ی جهان خود هستند . این شخصیت ها گویی هر کدام در دنیای عجیب و غریب خود در حال «کالبدشکافی واقعیت» به شیوه ی خود می باشند .

نزار موسوی نیا برخی از آثار خود را به تأثیر از «میشل فوکو» خلق کرد . «بزرگنمایی عناصر واقعی» ، «کج و معوج کردن پیکر آدم ها» ، «خلق فضاهای بسته و زندان مانند» و «خودویرانگری و شکنجه ی شخصیت ها» از ویژگی هایی است که به تأثیر از میشل فوکو جهان تصویری وی را شکل بخشیدند .

 

نورا موسوي نيا

 

جهت بازديد از گالري نقاشي‌هاي نزار موسوي نيا به سايت Arta Gate مراجعه نماييد .

 

 

نوشته شده توسط نورا موسوي‌نيا در ساعت 11 PM | لینک  |