تبليغاتX
آرتمیس آرت
هنري ، ادبی ، پژوهشی

 

اسيران آزاد / مينا فشنگچي

 

گالري دي از روز 12 بهمن به مدت يك هفته ميزبان دومين نمايشگاه انفرادي نزار موسوي نيا بود . اين نمايشگاه كه آثار نقاشي و طراحي وي را در بر گرفته بود ، ماحصل يك سال تلاش او به حساب مي‌آمد . موسوي نيا متولد آبادان است و بي‌شك جغرافياي آن خطه در آثارش بي‌تأثير نبوده است . شخصيت‌هايي كه موسوي نيا به تصوير كشيده ، شايد ديوانگاني را مي‌مانند تسليم‌وار كه در پهنه‌ي عظيم ترديدي گم گشته‌اند . آنان در ميان آزادترين و گشوده‌ترين راه‌ها اسيراند و در راه‌هايي بي‌پايان و صحراهايي هول‌انگيز زنجير شده‌اند . مسافراني كه گويي در ميانه سفر از سرزمين‌هاي خود به اسارت كشيده شده‌اند ؛ سرزميني كه شايد تلويحا بازسازي از زادگاه نقاش باشد . كسي نمي‌داند آن‌ها از كجا آمده‌اند ، اما ديار و چهره و لباس براي‌مان آشناست .

برخي مردان قاجاري‌اند . قلچماقي كه در پهنه‌ي برهوتي در تنهايي خود ، چوبي باريك را شكسته و از عمل خود احساس بالندگي قهرماني مي‌كند . در تصويري ديگر مرد – زني را مي‌بينيم كه موجودي عجيب را مادرگونه در آغوش كشيده است .

بومي بودن در پيرامون جغرافيايي كه پيشاپيش بد آب و هوا است و همچنين حس مرزي بودن از ديگر خصايص آثار موسوي نيا به شمار مي‌آيد .

مي‌توان گفت كه بومي‌گرايي در آثار وي بيشتر بار تصويري دارد . او با ارجاع به عكس‌هاي قاجاري و استفاده از پوشش و لباس‌هاي آن دوره ، همچنين به تصوير كشيدن نوعي ترس كه شايد از يك احساس نوستالژيك بر مي‌آيد به آثار خود نوعي حس بومي داده است . موجوداتي كه او به تصوير كشيده ، موجوداتي رها هستند كه در سرزمسن‌هايي باير رها شده‌اند . ديوانگان در آثار او از نوع مجانين ادبيات شرقي يا قهرمانان بومي و فولكلوريك نيستند ، ديوانگي اين جا با مفهوم كلي‌تري نمود يافته ، شايد آن‌چه كه او وامدار آن است ، رنگي از عقايد و تئوري‌هاي «ميشل فوكو» را در خود داشته باشد . اين فيلسوف در كتاب تاريخ جنون خود آورده است : «رابطه خرد – بي‌خردي يكي از جنبه‌هاي اصيل و بديع فرهنگ غرب است . اين رابطه قرن‌ها پيش از آن كه هيرو نيموس بوش و بروگل چشم به جهان بگشايند در فرهنگ غرب حضور داشته است .»

«فوكو در سراسر زندگي خود به تمام مسايلي كه خرد ناديده‌شان مي‌گيرد علاقمند بود ، مسايلي نظير ديوانگي ، شانس ، ناپيوستگي . او عقيده داشت كه در متن ادبي «آن بعد ديگر وجود انسان» مجال سخن گفتن مي‌يابد . در فلسفه و قانون اين بعد ديگر ، ساكت و خاموش مي‌ماند . حال آن كه در قاموس ديوانگي ، سخنان اين بعد ديگر ناشنيده باقي مي‌ماند . فوكو ادبيات هنجار گريز را بسيار قابل تأمل مي‌دانست چنان‌چه اين نوع ادبيات اشكال گفتمان را با تكيه بر ماهيت متمايز خود از بين مي‌برد .»

موسوي نيا سعي در به تصوير كشيدن ديوانگاني دارد كه مطرود و مهجور از همه‌جا هستند . يكه و تنها در برهوتي ايستاده و كارهايي مبهم انجام مي‌دهند . مثل مرد بي‌دستي كه بادكنك باد مي‌كند .

و اگر گروهي از آنان با هم هستند ، ديگر هيچ يك احساس امنيت نمي‌كنند و هر لحظه گويي يكي بر ديگري تعرض خواهد كرد .

فوكو مي‌گويد :«خرد فاقد بعضي جنبه‌هاي مهم است و يا به عبارت ديگر شايد در ديوانگي به توان نوعي خرد يافت . بشر از غل و زنجير فيزيكي رها شده اما اين زنجير جاي خود را به پايبندي‌هاي ذهني داده است .»

 اما نگاه موسوي نيا حاكي از مسايل تراژيك انساني و موقعيت او در جهان است . در آثار او حيوان و انسان جا‌به‌جا مي‌شوند . حتي انسان براي فريب حيوان اقدام مي‌كند . گويي ديگر انساني براي فريب خوردن باقي نمانده است . مرز درون و بيرون آدمي در اين آثار از هم گسيخته شده است و انسان گويي ، تجربه جديدي را از سر مي‌گذراند تجربه‌اي كه در نهايت به طنز سياه بصري راه مي‌آيند .

مضامين اين چنيني كه اين روزها كم و بيش در آثار هنرمندان جوان ظهور پيدا كرده است ، شايد قدري تكراري و كسل‌كننده به نظر آيد اما به هر رو بازتابي است از جهاني كه ما را محاصره كرده است . تكنيك براي موسوي نيا كمتر از محتوا اهميت دارد او در نقاشي‌هاي رنگ روغن به سادگي از رنگ استفاده مي‌كند در طراحي‌ها نيز به راحتي از آب مركب و قلم‌فلزي استفاده كرده و به دنبال پيچيدگي‌هاي تكنيكي نيست .

 

جهت بازديد از گالري نقاشي‌هاي نزار موسوي نيا به سايت Arta Gate مراجعه نماييد .

 

به نقل از دو هفته‌نامه‌ي هنرهاي تجسمي تنديس / شماره نود و سه / بيست و چهار بهمن 1385 

نوشته شده توسط نورا موسوي‌نيا در ساعت 11 AM | لینک  |