جنبش عینیت نو New objectivity در اروپا و بررسی تاثیر جنگ بر آن
ازهار ( زهره) موسوی نیا
دانشجوي دكتراي پژوهش هنر
در سنت نقاشی غرب مقوله جنگ از دیرباز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. نمایش فتوحات جنگی و اقتدار شاهان و طراحان جنگ های نظامی سنتی بوده که همواره در هنر غرب نمود داشته است. تمدن روم از کهن ترین ملل باستانی بود که به لشکرکشی های نظامی می پرداخت و به هر کجا یورش می بردند هنر را در خدمت نمایش قدرت نظامی خود بکار می گرفتند آنها جنگ را به کمک ابزار هنر به نمایش می گذاشتند. هنرمندان رومی تصاویر و مجسمه ها و حجاری های فراوانی در زمینه هنر جنگ از خود بجا گذاشتند آنها به ترسیم چهره های قدرتمند فرماندهان و سرداران جنگ های روم می پرداختند نقاشی های دیواری و حجاری های فراوانی از مراسم نبرد رومیان با ملل مغلوب تحت سلطه ترسیم می شد و در کشورهای مغلوب به نمایش گذارده می شد. ابزارهای هنر به شکل یک طرفه توسط قدرت فاتح بکار گرفته می شد و هنر در جهت تبلیغات اهداف جنگ بکار می رفت این نوع نمایش اقتدار طلبانه جنگ توسط رومی ها بعدها سنتی شد که اروپا در هنر جنگ از آن فراوان استفاده نمود بطور مثال ناپلئون امپراطور فرانسه این نوع نگاه را برای مشروع ساختن جنگ های خود با سایر ملل استفاده کرد. او هنرمندان فراوانی را بکار گرفت تا او را همانند سرداران فاتح رومی به تصویر در آورند. در حقیقت این بخش از هنر جنگ کاملا یک سویه و تبلیغاتی بوده و در اختیار قدرت های حاکمه عمل می کرده است بنابرین هرگز علل و نتایج و پیامدهای جنگ بازگو نمی شده و جنگ عملی مشروع نمایانده می شد. شکل دیگر هنر جنگ در اروپا بعد از انقلاب کبیر فرانسه شکل گرفت در این نوع نمایش جنگ هنرمندان به شکل دستوری و تحت سلطه شاهان نبودند بلکه به صورت خودجوش همراه با جریان انقلاب به نمایش نبرد مردمی برای استقرار آزادی و دموکراسی و حکومت مردمی بودند و جنگ در صورتی مشروع نمایش داده می شد که در حقیقت برای اهداف متعالی و معنوی و برای ارزش های مردم مدارانه و عدالت خواهانه صورت می گرفت. در این نوع هنر جنگ بیشتر به نمایش مردم در مقابل ارتش نظامی پرداخته می شد مردم دیگر در خدمت جنگ های سلطنت طلبانه بیهوده نبوده بلکه به شکل خودجوش در خدمت اهداف انقلاب به مبارزه می پرداختند.
جنبش عینیت نو New objectivity
در سال 1918 میلادی جنبشی در اروپا ظاهر شد که اهداف آن نمایش جنبه های ضد انسانی جنگ و مبارزه با اهداف جنگ طلبانه سران آلمانی بود که به جنبش عینیت نو مشهور شد. نمایندگان آن ماکس بکمان، اتو دیکس Otto Dix، جورج گروس، هوفر و... بودند. آنان علاقمند به نمایش بی رحمی نظامی و مشروع جلوه دادن آن بودند و در آثار خود ناامنی پس از جنگ را به نمایش می گذاشتند. آنها به نمایش دنیایی می پرداختند که بر اثر جنگ دچار وحشت ناسازگاری دلواپسی و ناامیدی و قحطی شده و نیز شهرهایی که در آن یک عده ای به سوء استفاده از این شرایط می پردازند. بدکاران جنایت کاران و دلالان که این شرایط را تبدیل به مواضعی غیر انسانی
می کنند و فاجعه جنگ را بی رحمانه تر می کنند. هنرمندان این جنبش با نمایش خشونت بوسیله خطوط سخت و محکم و ضمخت و با استفاده از نمادهای جنگ به هجو آن می پرداختند. تلاش این هنرمندان یک اعتراض و در ضمن تلاش ناامیدانه بود تا بتوانند ابزار هنر را که در گذشته به نفع حکومت های دیکتاتوری بکار گرفته می شد اینبار بر علیه آن استفاده کنند. این جنبش در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم شکل گرفت و با قدرت رسیدن نازیسم در آلمان این هنرمندان مجبور به پایان دادن به آن و مهاجرت شدند. این جنبش برای اولین بار توانست فساد و هرج و مرج ناشی از جنگ را به شکل شجاعانه ای نمایش دهد در حالیکه در این دوره هنرمندان در نواحی دیگر اروپا بیشتر هنر را در خدمت نمایش بی عدالتی های اجتماعی و موضوعات فردی بکار می بردند و این جنبش از این لحاظ و به خاطر مبارزه سیاسی که بوسیله هنر صورت داد در نوع خود اولین بود . هنرمندان عینیت نو هنر چاپی که توسط قالب های چوبی و فلزی بکار می رفت و در آن دوره به عنوان یک ابزار مدرن بیشتر در تصویر سازی روزنامه ها و پوسترها بکار می رفت در نقاشی استفاده کرده و این ابزار به دلیل تک رنگ بودن آن و غلبه رنگ سیاه ابزار مناسبی برای نمایش وحشت جنگ می نمود این هنرمندان به عمد و از روی آگاهی خطوط سیاه و ضمخت را برا ی تاکید بیشتر بکار می گرفتند و رنگ را حذف می کردند و به کشیدن چهره های انسانهایی می پرداختند که بر اثر هراس و وحشت دچار اضطراب بودند و از خود انسانی کاملا بریده بودند. تاثیر این جنبش بر هنرمندان بعد از خود به شکل وسیعی بود و هنرمندان بعد از عینیت نو ابزارهای مورد
استفاده آنها را برای نمایش هر نوع موضوع و تم های از این دست بکار گرفتند. تأثیر گذارترین هنرمندان این جنبش اتو دیکس و ماکس بکمان بودند که با جسارت تمام با آثار هنری خود به نقد جنگ دوران خود پرداخته و از این لحاظ حائز اهمیت می باشند در این تحقیق هم به نقد و تحلیل آثار همین دو نقاش پرداخته شده است.
اوتو دیکس Otto Dix در خانواده ای کارگری چشم به جهان گشوده بود. چه از لحاظ تربیت خانوادگی و چه از لحاظ اعتقادات تئوریکش یک پرولتر بود. نقاشیهای او درباره ی جنگ، توصیفات مخوفی از وحشتهای توصیف ناپذیر و در سنت گوتیک آلمانی گرونوالد ریشه دارند. تابلوی جنگ خندقی یکی از آثاری ست که معرف این ویژگیها می باشد. تابلوی جنگ خندقی که در سال 1922 – 1923 کشیده شد از ساختار پیچیده و فضایی بسیار محدود برخوردار است. شاید بتوان گفت اگر عناصر خیالپردازانه و ریزه کاریهای مینیاتورگونه نبود این تابلو می توانست یادآور تابلوی گرنیکا اثر پیکاسو باشد که موضوع آن نیز جنگ و بمباران یکی از شهرهای کوچک اسپانیاست. در این تابلو جزئیات تکثیر شده به بهترین نحو دیده می شودو پیکره های مرده و نیمه جان تلنبار شده بر روی هم به صورت فشرده در فضای تابلو گنجانده شده اند و تمامی ساختار این ترکیب تداعی گر جنگی انتزاعی هستند که در واقع متأثر از آثار همان جنگ جهانی می باشد. ترسیم این ریزه کاریهای مینیاتوری از رئالیسم سده ی نوزدهم فراتر می رود و به سنت آلمانی سده های میانه ی پسین می رسد.
رئالیسم آثار اوتو دیکس Otto Dix و بویژه تابلوی جنگ خندقی در مقابل سوررئالیسم قرار می گیرد. این شیوه که به رئالیسم جادویی شهرت دارد شیوه ای از شبیه سازی است که چون در آن اشیای پیش پا افتاده با صراحت و موشکافی اغراق آمیز و غیرمنتظره ای نمایش داده می شوند، هاله ای خیالپردازانه پیدا می کند. در این تابلو ما شاهد ساختاری اغراق آمیز و ساخت و ساز شده هستیم که اشاره به واقعیتهای جنگ آن دوران و اثار مخوف آن دارد. اوتو دیکس Otto Dix در سالهای حاکمیت نازیستها در آلمان ماند و حق نمایش دادن آثارش را نداشت و پس از جنگ جهانی به شکلی از بیان عرفانی و مذهبی روی آورد.
یکی از تابلوهای اتو دیکس اثری است که که در ان هنرمند با کمال خونسردی جزئیات و انبوهی از عناصر را به شکل فراوان برای توضیح کاملی از مضمون مورد علاقه اش بکار می برد مضمون مورد نظر دیکس مرگ و کشتار جنگ می باشد که او همچون راوی با کمال بی عاطفگی و بدون احساسات اضافی به ترسیم آنچه مورد علاقه اوست می پردازد و درگیر شدن احساسی را به بیننده واگذار می کند که در این کار هم موفق عمل می شود. در این اثر انبوهی از جزیئات را می بینیم که شامل نعش ها و لاشه های سربازان، سنگرهای تخریب شده که بطور کامل منهدم شده و از آن چیزی نمانده است در بخش جلوی تابلو سرباز مرده ای قرار دارد که از سورا خ جمجمه اش گیاهی سبز شده و ریشه دوانیده است که نمایشگر گذشت زمانی است که از مرگ این سربازان اتفاق افتاده است بازوها و زانوهایی که از محل خود جابجا شده و برخی گم شده اند دست هایی که کاملا جدا شده اند و معده و روده هایی که از جای خود در آمده و بروی لباس و زمین ریخته شده و بویی که از فساد اجساد و تعفن آنها به مشام می رسد. این صحنه چندش آور را تصور کنید که مدتهاست به همین شکل مانده و شبها در این سنگرهای دهشتناک که هیچ صدایی هم به گوش نمی رسد و هیچ نوری هم دیده نمی شود تنها وحشت مرگ است که حاکم است. اتو دیکس Otto Dix در این اثر که به شیوه چاپی تهیه کرده تنها بر انبوهی از خطوط باریک و درهم و برهم به منظور نمایش بی نظمی و هرج و مرج استفاده کرده و رنگ سیاه خود تأثیر این صحنه ها را چندین برابر کرده است . آنچه در این جا توسط دیکس عرضه می شود هجو و نفی جنگ است آنهم این چنین جنگ هایی که در آن انبوهی از اجساد بجا می ماند که نمایشگر تلفات فراوان و تکرار بیهوده حملات مکرر جنگی که هیچ نتیجه ای به جز کشتار فراوان ندارد و در بسیاری موارد علل و آرمانهای چنین جنگ هایی کاملا فراموش می شود. و انسانها برای چیزی کشته می شوند که نمی دانند چیست ؟
اتو دیکس Otto Dix در این اثر چاپی بیش از هر بیانیه سیاسی به نفی جنگ و نتایج آن می پردازد در اینجا دیگر خبری از آن سربازان دوره دیده و حرفه ای و نظم جنگی دیده نمی شود بلکه هرج و مرج و بیهودگی حاکم است .
در این تابلو هنرمند دو نوع موضوع طراحی کاملا متضاد و متفاوت را در کنار هم قرار می دهد یکی تصاویر سربازانی که گرسنگی کشیده و مرده اند و اجساد آنها دیگر شکل انسانی خود را از دست داده و بیشتر شبیه حیوانات شده اند که در اطراف سرباز به ظاهر زنده ای افتاده و شکل قبری را ساخته اند که این سرباز درون آن دفن شده و به انتظار مرگ نشسته است این سرباز در حال خوردن غذا است و این استعاره ای است از اینکه این سرباز در کنار این همه اجساد خود با کمال درنده خویی و بی تفاوتی در حال تناول نهار می باشد براستی او چه می خورد ؟ شاید اجساد سربازان هم قطار خود را بهرحال او خود در آینده تبدیل به یکی از همین سربازان خواهد شد. اتو دیکس Otto Dix با نمایش این سرباز که استعاره از خود جنگ است که در حال خوردن قربانی خود است و هرچه آنها تبدیل به اسکلت و کپه استخوان می شوند سرباز به عنوان نماد جنگ خود فربه تر می شود اتو دیکس با نشان دادن چهره کثیف کشتار و مرگ بیهوده و مشمئز کننده انسانها به هجو و نفی مرگ می پردازد و در اینجا با
نمایش جزئیات فراوان اجساد و فرایند تعفن آنها در کنار یک عمل انسانی یعنی خوردن که استعاره از جنگ است به کمک ابزار هنری زشتی هر چه تمام این عمل را نشان می دهد. این تابلو هرچه صریحتر بر بیهودگی جنگ صحه گذاشته و غالب و مغلوبی و هدف و آرمانی را که معمولا در هرجنگی حرف اول را می زند نمایان نمی سازد بلکه یک کار کاملا متضاد را در کنار هم قرار می دهد خوردن گوشت و پوست انسانها در کمال خونسردی که نتیجه یک جنگ بیهوده است. در این تابلو بیش از هر چیز دیکس بر بدن انسان تأکید می کند که در اینجا کاملا از شکل افتاده است و شاید در اینجا اتو دیکس Otto Dix خواسته که سنت قدیمی هنر غرب را که مبتنی بر نمایش هرچه زیباتر بدن انسان است و از دوران یونان مرسوم شده بود را به باد استهزاء بگیرد و نشان دهد که در دوره او که دوره جنگ است هنر هم ماهیت زیبا شناسانه خود را از دست داده و جنگ اولین چیزی که می گیرد غایت زیباییها است.
در این تابلو هنرمند دیگر جنبش عینیت نو دوباره به هجو جنگ می پردازد اما اینبار بر خلاف نگاه اتو دیکس هنرمند نگاه دلسوزانه ای نسبت به بدن انسانی می اندازد و به جای نمایش جبهه جنگ و سنگرهای تخریب شده اینبار به نمایش درمانگاههای مجروحین می پردازد . برانکاردها همه جا دیده می شوند و مراقبین پزشکی و پرستاران بطور مرتب جای مجروحین که بتازگی مرده اند را در تابوت عوض کرده و مجروحین جدیدی را بروی برانکارد ها جایگزین می کنند عملی که بطور مرتب در اینجا در حال اتفاق است و تبدیل به یک کار ماشین وار شده است این صحنه ها را بکمان Max Backman بطور مرتب دیده و با آن آشناست و آنرا ترسیم کرده او مجروحینی را نشان می دهد که عمیقترین و بدترین زخمها را در زیر لباس خود مخفی کرده و با مرگ دست و پنجه نرم می کنند باز هم تلاشی بیهوده که دستاورد جنگ تمام بیهوده است اما قسمت ترحم انگیز این تابلو موضع پرستاران و مراقبین مجروحین است آنها بدور از احساسات و هر نوع شفقت و ترحمی کار خود را انجام می دهند زیرا وقت و زمانی باقی نمانده است زیرا که احساسات ممکن ای ماشین جنگی حکومتی را کارش تولید مرگ است متوقف سازد و کار این ماشین نباید دچار وقفه شود. بکمان این نوع نگاه حکومت های نظامی را به شعله ور کردن جنگ ها می پردازند و با قساوت تمام اهداف پوچ خود را با قربانی کردن انسانها محقق می کنند را کاملا به چالش کشیده و عمل آنها را به تولید یک ماشین شبیه می داند اینها همانند ماشین از انسانیت تهی شده اند . بکمان Max Backman در این اثر مجروحین و پرستاران را با خط های نازک و درهم و برهم با رنگ سیاه رسم کرده چهره آنها نامشخص است و هویت آنها براحتی دیده نمی شود این نوع نگاه هنرمند به منظور حذف هویت انسانی در جهت نشان دادن بی معنا بودن انسان و وجود او در برابر جنگ و اهداف سیاسی آن می باشد . بکمان Max Backman هم در اینجا بدن سربازان را درهم و برهم نحیف و مشمئزکننده نشان مید هد و بازهم همانند اتو دیکس در اینجا هنرمند به نقد سنت نقاشی غربی که همواره بدن انسان را متعالی و در زیباترین وجه رسم می کرده در اینجا بکمان Max Backman بدنها را کج و معوج و دفرمه کرده تا نشان دهد جنگ حتی هنر دوران جنگ را هم زشت و بدور از معیارهای هنری گذشته می کند.
روشنایی شعله های خیره کننده، آنچه را در شب پنهان شده نمایان می سازند، کپه نعش های له شده جمجمه ها، بدن های پاره شده رقص مرگ را به اجرا گذاشته اند. این اثر یکی از بیان گرایانه ترین آثار دیکس Otto Dix به شمار می آید. رنگ های متضاد که هیچ سازگاری باهم ندارند برای نشان دادن خشونت درون تابلو به شکل تأثیر بر انگیزی بکار رفته و این حال و هوا و فضای ایجاد شده توسط آنها در کنار ضربه های قوی و صریح قلم موی نقاش که این فضا را تشدید نموده است. خط های منحنی با وجود آرامشی که معمولا در نهاد این نوع خطوط بشمار می آیند می بایست تابلو را ملایم سازند به دلیل ضربه های قوی و خطوطی که دیکس Otto Dix با تمام وجود رسم کرده بیشتر فضای خشن قوی را ترسیم کرده اند نه یک فضای ملایم مملو از خطوط مدور و منحنی. رنگ قرمز و سفید به شکل اغراق آمیز و انفجاری در کنار تکه های آبی که رنگ های ملایم خاکستری و سبز را پوشانده اند. رنگهای قرمز و سفید و آبی ایجاد فضای رعب انگیزی نموده اند که هیجان و وحشت مرگ و کشتار را چند برابر نموده است. هنوز هم این تابلو با این فضای به شدت بیانی خود با این تاثیر قوی و شدید خود در نفی جنگ و وحشت آن تأثیر خود را بجا می گذارد.
نتیجه:
جنبش عینیت نو، یکی از جنبش هایی است که در فاصله جنگ جهانی اول تا دوم ظهور کرد در دوره ای که هنر هرگز رسالت هنری خود را آنقدر جدی نگرفته بود که بتواند به عنوان یک ابزار قوی بر علیه سیاست های دیکتاتوری و جنگ طلبانه بکار گرفته شود. این جنبش به ویژه دو تن از هنرمندان مهم آن اتو دیکس و ماکس بکمان راه و روش جدیدی را برای هنرمندان بوجود آوردند که رسالت نقاشی تنها ترسیم واقعیت های جذاب و ترسیم چهره شخصیت های مشهور نیست بلکه ترسیم واقعیتی است که در ذهن هنرمند تفسیر و تأویل شده و هنرمند نظر خود را بوسیله ابزار نقاشی بیان می کند. این جنبش بعدها دامنه فعالیت آن به حدی جدی گرفته شده که توسط رژیم نازیسم مجبور به سکوت و توقف فعالیت خود شدند و این نشاندهنده این بود که این حکومت های نظامی حتی این ابزار های نه چندان قوی به نسبت ابزارهای نظامی را تحمل نمی کنند . همین امر بعدها هنرمندان زیادی را برانگیخت که هنر را در جهت مبارزات بکار گیرند این امر تا همین امروز و در دوره پسامدرن همچنان رواج دارد و هنرمندان امروزی برای هر موضوعی از جنگ گرفته تا بحران محیط زیست و موضوعات زنان همه توسط ابزار هنری به نقد و چالش گرفته می شوند.
پی نوشت:
http://www.art-ww1.com/gb/guide/7guide.html
سبک های هنر از امپرسیونیسم تا اینترنت ، کلود ریچارد، مترجم نصر الله تسلیمی ، تهران: حکایت قلم ، 1383
برای مطالعه بیشتر به سایت های زیر مراجعه شود:
http://www.art-ww1.com/gb/guide/7guide.html
war museum.ca
http://spartacus.schoolnet.co.uk/fww.htm
منتشر شده در نشریه الکترونیکی فیروزه. ویژه پرونده جنگ
