من تو را براي ارتش آمريكا ميخواهم
نقد و بررسی پوسترها و نقاشیهای جنگ جهاني
ازهار( زهره) موسوينيا
دانشجوي دكتراي پژوهش هنر
براستی چه چیز باعث می شود که عرصه هنر که می بایست عرصه زیبایی و معناگرایی باشد، موضوعی همانند جنگ را در تم مایه کاری خود بگنجاند و بدان بپردازد؟
و سؤال مهمتر اینکه چرا "جنگ" ، چرا چنین چیزی می بایست مهمترین ابزاری شود که انسانها در طول تاریخ بدان متوسل شده و مرتکب آن شده اند؟ آنچه موضوع جنگ را در مباحثات فرهنگی و فکری و هنری از جایگاه خاص برخوردار می کند، دو نکته کلیدی است یکی اینکه در طول تاریخ انسانها موفق به یافتن روش منطقی تر و دموکرات تر برای حل مسائل خود نشده اند و مصداق این امر را در جنگ هایی که همین الان در اطراف ما در هر گوشه و کنار رخ می دهد را می توان یافت. دیگر اینکه هرچه کشورها به ابزارهای بیشتری که کمک به حل مسائل آنها کند همانند رسانه ها، پیشرفت های علمی و تکنولوژی و .... دست پیدا کنند به همان نسبت آنها را همانند ابزاری در جهت جنگ و خرابی بکار می برند. مصداق این امر در دهه کنونی ما ایالات متحده آمریکا است که با توجه به ایجاد دموکراتیک ترین نهادها و رسانه های قوی و جریان آزاد اطلاعات همراه با پیشرفت های چشمگیر تکنولوژی و شبکه های جهانی اطلاعات با اینحال یکی از پیشرفته ترین نظام های مخرب جنگی و سیستم پیشرفته ترور را که تاکنون بی نظیر بوده، را ایجاد کرده است. در این میان هنر و فرهنگ همچون ابزاری کارامد گاهی به دست همین سیستم های نظامی به خدمت گرفته می شود تا اهداف جنگ ها را مشروع جلوه کند و در این میان دول غربی از همان دوران تسلط نظامی و لشکرکشی به سایر نقاط دنیا از دوران اسکندر تا هیتلر و تا همین جنگ های اخیر ایالات متحده آمریکا همگی شاهد این مدعا است که اینها هوشمندانه ابزار هنر را در خدمت جنگ قرار داده و در این راه هم موفق عمل کرده اند. امروزه رسانه های غربی هر روز به نمایش ترور و جنگ بر علیه ملل مخالف خود می پردازند اما در عوض چنان به کمک همین رسانه ها زمینه را برای جلب افکار عمومی به سمت اهداف جنگ طلبانه خود مساعد ساخته اند که هیچکس از دیدن صحنه های شرم آور جنگ بر علیه مردمان بی دفاع دچار عذاب وجدان نمی شود. در قرن ما، وجدانٍٍ؛ مقوله بی نهایت بلا استفاده ای است. اگر این چنین پیش برود محال نیست که تا مدت دیگر مردمان جهان حتی نسبت به مرگ و ترور خود هم بی تفاوت شوند. نکته دیگر اینکه بیشترین جنگ ها را همین به اصطلاح متمدن ترین کشورهای غربی در دهه های اخیر به وجود آورده اند که از مخرب ترین آنها جنگ جهانی اول و دوم در اروپا است که حتی دامنه آن بر تاریخ بعدی بسیاری از کشورها در قاره های دیگر اثر گذاشت که هیچ نقشی در این ماجرا نداشته اند. و این نکته نشان می دهد جنگ ها در بسیاری موارد گروههای بی شماری را درگیر خود می کند که ممکن است هیچ تمایلی به شرکت در ان نداشته باشند از اینرو توجه به جنگ ها و بویژه ابعاد بی شمار آن که بر سرنوشت کل مردمان تأثیر می گذارد لزوم توجه و کنترل و توقف آن به هر شکل ممکن را طلب می کند. همین قدر کافی است که بدانیم یک بعد به ظاهر بی اهمیت جنگ ها که همان تأثیر مخرب زیست محیطی که بوسیله اسلحه ها بر کره زمین بجای می ماند حتی نسل های بعدی مردمان را هم به خطر می اندازد بنابراین این مقوله بی نهایت مهم است که جنگ به هر قیمتی باید متوقف شود.از آنجاییکه هنر به عنوان ابزار کارامدی تا کنون در خدمت جنگ قرار گرفته در آن واحد هنرمندان بسیاری هم با وجدان آگاه سعی کردند از سانسور حکومت های خودکامه نظامی فرار کرده و حقایق جنگ را در آثار هنری خود بگنجانند. از مطالعه همین آثار هنری می توان به حقایقی دست یافت که از طریق رسمی اطلاع رسانی حکومت ها چنین حقایقی اجازه نشر داده نمی شود. بهرحال در این تحقیق سعی شده که به هنرهای تجسمی بویژه گرافیک و نقاشی در جنگ جهانی اول و دوم پرداخته شود که از دو رویکرد قابل بررسی است: یکی هنرهای تجسمی برای تبلیغات اهداف جنگ و بطور کلی ابزاری سیاسی به دست رهبران و طراحان جنگ و دیگری هنرهای تجسمی که توسط انهایی خلق شده که معمولا از جنگ آسیب دیده و خود در متن جنگ و شاهد آن بوده اند.
هنر در خدمت تبلیغات جنگ و دیکتاتورها
در جنگ جهانی اول که در سال ( 1914 ) شروع شد هنر پوسترسازی دچار تغییرات تند و وسیعی شد. پوسترها به عنوان ابزارهای بیانیهساز درآمدند. همچنین برای تشویق نامنویسی برای خدمت سربازی در ارتش، پوسترها ابزار کارآمدی بودند. در این دوره از نظر هنری، پوسترها معمولا خشن و تند همانند سبکهای گذشته بودند. از مشهورترین نقاشان آمریکایی جیمز مونتگمری( James Montgomery ) بود که پوستر او به نام پرچمها دارای این عبارت متنی بود: «من تو را میخواهم» ( 1917) این پوستر چهره عبوس عمو سام را نشان میداد که انگشت خود را مستقیم به سمت بیننده نشانه گرفته ميشود.
در اینجا پوستر جنگ جهانی دوم 1945-1914 را مشاهده میکنید که در آن لولههای تفنگ مربوط به ایالات متحده آمریکا و متحدین او را نشان میدهد. این پوستر در موزه شهر وست پوینت( West Point ) ، در نیویورک قرار دارد.
پوستر عمو سام:
پوستر پرچمها اثر جیمز مونتگمری که برای سربازگیری در جنگ جهانی دوم 1918-1914 تهیه شده، همراه با عبارت «من تو را میخواهم» یکی از مشهورترین شخصیتهای دنیای پوستر که تاکنون خلق شده را به نام عمو سام ارائه میکند. اولین ارائه بصری این شخصیت مربوط میشود به یک کارتون سیاسی در سال (1832)در آمریکا که عمو سام برای اولین بار ظاهر میشود. کنگره آمریکا عمو سام را به عنوان یک نماد و سمبل ملی در سال1961 میپذیرد و ساموئل ویلسونSamuel Wilson ) (را به عنوان الهامبخش این شخصیت تشخیص میدهد. ساموئل ویلسون از شهر نیویورک تاجری است که دست به کار هوشمندانهای میزد. او محمولهها و کالاهای تجاری خود را در طول جنگ در سال 1812با علامت اختصاری US که علامت اختصاری ایالات متحده آمریکا است ممهور میکرد. نام عمو سام به عنوان لقب و نامی مترادف با آمریکا شناخته میشود.

پوسترهای جنگی مربوط به ایالات متحده آمریکا، پرچمها و من تو را میخواهم
مردم ماسلبرگ( Musselburgh ) برای یک سخنرانی دعوت شده بودند به عنوان "مردم و سیستمهایی که ما در حال جنگ با آنها هستیم" که در اکتبر 1942 در سینما هیویتز ( Hayweights ) برگزار شد؛ که یکی از سلسله سخنرانیها بود. در اینجا یک کاغذ کرم رنگ همراه با رنگ سبز که متن سخنرانی نائومی جاکوبNaomi Jacob را همراه با عوامل سازنده فیلم تبلیغ میکرد. این سخنرانی در مورد دشمنان دوران جنگ بریتانیا است که توسط کمیته وزارت اطلاعات سازماندهی شده بود. در طول اوج گرفتن جنگ جهانی دوم کمیتههای محلی شهرها در اسکاتلند سخنرانهایی را دعوت میکردند برای روشن کردن اذهان مردم و دادن اطلاعات مفید و مثبت در مورد تلاشهای نیروهای بریتانیایی و آموزش مردم درباره متحدین بریتانیا و نیز شرارت و بیرحمی نیروهای دشمن. این تصویر از جمله تصاویری است که در آن دوره مردم آن را بسیار باور داشتند که از آرشیو ملی گرفته شده است.
پوستر تبلیغاتی برای نشان دادن عوامل سازنده فیلم که توسط وزارت اطلاعات انگلیس تهیه شده بود.

نمونه دیگری از این پوسترها در اتحاد شوروی مستقیما درگیری دو جبهه متخاصم یعنی آلمان و شوروی را نشان میدهد. استفاده از دو رنگ قرمز و سیاه هم از نظر گرافیکی و هم معنایی جالب توجه است. قرمز نماد شوروی است که با نیروی اهریمنی آلمان در حال مبارزه است. معمولا از دیرباز نیروهای اهریمنی را با رنگ مکروه سیاه نمایش میدادند؛ همچنین قرمز و سیاه دارای تضاد رنگی شدیدی هستند که در هنر پوسترسازی به شدت بیننده را جلب میکند. پوستر بعدی هم روش قدیمی دیگری برای تحریک احساسات عمومی است و نشان دهنده زمینههای تاریخی عداوت و جنگ در ملل پیشین در آلمان و شوروی است.

نمونه دیگری از پوستر در شوروی نشان دهنده جنگ نیروهای متخاصم است تا اهداف این جنگ نشان داده شود. امنیت و رسیدن به آیندهای آرام و مطمئن که جنگ کنونی برای رسیدن به این هدف ناچار به انجام آن است. کودک که خفته است نشان و نماد شوروی آینده است که میبایست با تلاش و مبارزه سربازان مقتدر سرخ با متجاوزین که فعلا آلمان است میبایست در سایهی امن قرار گیرد. روشی برای تحریک احساسات به ویژه مادران که سهم مهمی در به دنیا آوردن نسل آینده و نیز آماده کردن پسران خود در حال حاضر برای نبرد در جبهه سرخ ایفا میکنند.

این پوستر هم از شگردهای قدیمی تبلیغاتی است. دشمن شکست خورده در کنار حیوانی که به نوعی خود هویت و ماهیت دشمن است (در اینجا میمون) در کنار ادوات و تجهیزات از کار افتاده به آینده موهوم خود فکر میکند. روشی کارآمد برای منکوب کردن دشمن و نشان دادن غیر مستقیم پیروزی نیروی خودی.
اما جنگ رویکرد دیگری هم دارد که اتفاقا توسط شاهدان عینی و آنهایی که تحت تأثیر دیدگاه شخصی خود به روایت آن میپردازند، ساخته و پرداخته میشود. در اینجا به جنبههای غیر انسانی، هولناک و مرگ و خرابی که در پشت پرده جنگ همواره پنهان میماند، پرداخته می شود. در اینجا نمونههایی انتخاب شده است :

تابلوی مرگ اثر فرانس ماسریل Frans Masereel سال 1917
روش چاپی با قالب چوبی، اندازه 14*11 سانتیمتر، موزه هنرهای معاصر پاریس
Frans Masereel, Arise, You Dead, Infernal Resurrection, 1917, woodcut, 14 x 11 cm, Musée d"Histoire Contemporaine - BDIC, Paris
عنوان مجموعه از تهدید مرگ و خونریزی سخن میگوید. ماسریل از رنگ سیاه و سفید به عنوان دو رنگ کاملا متضاد استفاده کرده که فضای مرده و بیحسی را به اثر هنری میبخشید. او صحنهها و عکسهایی از روزنامهها میگرفت و در سبک طراحی که از آن او و خاص اوست به نمایش میگذاشت. او رنجهای بینهایت غیر قابل تحملی را ارائه میکند. و یا در سبک خیالی و توهمآمیز خود، دو بدن بی سر؛ که برانکارد دستی را حمل میکنند انسانهایی را ارائه میکند که سرهای خود را حمل میکنند. به روی یکی کلاه ویژه ارتش فرانسه و دیگری سری با کلاه کاسکت آلمانی. در دوران جنگ دیوانگی در همه جا وجود دارد. دیوانگی بر علیه آنچه ماسریل ضعف و ناتوانی میداند.
در حقیقت ماشین جنگی انسانها را به چنان جایی میکشاند که کور و کر راضی به حمل سرهای خود برای قربانی شدن میدهد. و در اینجا این استعاره نشان میدهد که در بسیاری موارد انگیزشهای جنگ ناشناخته و بیهوده است. رنگ سیاه که در تکینک چاپی دستی استفاده شده فضای کار را به شدت وهمآور و نفرتانگیز نشان میدادند.

مارسل گرومیر Marcel Gromaire
نام تابلو : جنگ 1925 تکنیک رنگ روغن روی بوم اندازه 127*97.8 سانتیمر موزه پاریس گرومیر 1971-1892
Marcel Gromaire, La guerre (War), 1925, oil on canvas, Musée d"Art Moderne de la Ville de Paris.
گرومیر به عنوان یک سرباز کهنهکار تجربهای مشابه با آنچه در این نقاشی رسم کرده داشت. او به ترسیم شخصیتهایی پرداخته که تبدیل به ماشین جنگی شده، در یونیفورم و کلاه خود فرو رفته، همانند شوالیههای قرون وسطی میمانند. این نکته اخیر چندان هم بیاساس نیست. این جنگ هم داشت از نظر زمانی به سادگی همانند جنگهای مخرب گذشته به طول میکشید گرچه این جنگ وسایل و ادوات ویژه خود را داشت اما همانند آن جنگهای قرون وسطی بود. این نقاشی ارائه دهنده مردانی بود که فقط تمایل به چشیدن مزه خشونت و خرابی داشتند و برای این کار هم تربیت شده بودند.

مرگ ژاپنیها در یک حمله انتحاری Japanese dead from suicide raid
هنرمند: دونالد فریند Donald Friend
تکنیک رنگ روغن قلم فلزی و مرکب روی بوم اندازه 76.4*101.8 سانتیمتر 1945 نقاشی شده در سیدنی موزه خاطرات جنگ
استرالیا Oil, pen and ink on canvas Painted in Sydney, 1945
این سربازان ژاپنی در یک حمله انتحاری در منطقهای استرالیایی به نام جزایر لبان کشته شدهاند. در خاطرات و نوشتههای فریند ماجرا شرح داده میشود. جزییات رسیدن سربازان ژاپنی را از برنئی زمانی که آنها به بومیان این جزیره دستور میدهند که برای آنها غذا آماده کنند ولی بومیان محل حضور آنها را به نیروی استرالیایی لو میدهند و استرالیاییها هم با پذیرایی از آنها در موقع خوردن و صرف غذا به استقبال آنها شتافته و همگی را از بین میبرند.

در پناهگاه
In the shelter
هنرمند: ادوارد ادریزون 1979-1900 Edward Ardizzone
تکنیک آبرنگ به روی کاغذ اندازه 18.6*24.7 نقاشی شده در لندن به سال 1940 موزه سلطنتی جنگ
Watercolour on paper Painted in London, 1940
این نما و منظر از ورودی و مدخل یک پناهگاه آجری در بلیتز لندن، مربوط به تصویری از مجموعهای است که توسط کمیته مشاوره هنرها خریداری شده است. دولت انگلستان مایل بود نشان دهد چگونه مردم شهری در زیر بمباران به سر میبرند؟ و چگونه تدارکات مناسبی برای دفاع کردن و اسکان آنها فراهم شده بود. نقاشی اردیزونز از نوع طنز تلخ هستند: زوجی به روی پاهای خود به حالت خواب رفتهاند. با تعادلی ناپایدار بر سر کودکی که هر آن بیم آن میرود که روی او سقوط کنند و بیفتند. شخصی در پشت سر هم در خواب عمیقی فرو رفته و در حال خرناس کشیدن است. همچنین رقت و مهربانی و شفقت بسیار مشخص و واضحی در این نقاشی وجود دارد. همراه با تصدیق یک وضعیت نامناسب پناهگاه که در این نقاشی دیده میشود.

بومیان زخمیها را حمل میکنند
Natives carrying wounded soldiers
هنرمند سالی هرمان Sali Herman تکنیک رنگ روغن به روی بوم اندازه 101.8*127.1 سانتیمتر
نقاشی شده در سیدنی 1946 موزه خاطرات جنگ استرالیا Oil on canvas Painted in Sydney, 1946
مشخصه نقاشی هرمان استفاده از ویژگی گرمسیری و آب و هوای جزیره همراه با رنگهایی تند و زنده که این مشخصه را بنمایاند و فرمهای ساده شده. این تصویر نمادین بازتاب شفقت و شجاعت بومیان استرالیایی است که حمایت آنها از سربازان استرالیایی که با ژاپنیها میجنگیدند بسیار حیاتی بود. بسیاری از این سربازان زندگی خود را مدیون سرعت عمل این حمل کنندگان بومی هستند که به سرعت سربازان زخمی را به مناطق امن میبرند. هرمان میگوید هر زمان که من این صحنه را میدیدم تحت تأثیر قرار میگرفتم. این صحنهها بسیار مؤثر و نمایشی دیدنی بودند.

بیمارستان روبرت، چانگی
Roberts Hospital, Changi
هنرمند موری گریفین Murray Griffin
رنگ روغن به روی تخته سخت اندازه 64*82.1 سانتیمر نقاشی شده در چانگی سنگاپور 1943
موزه خاطرات جنگ استرالیا
Oil on hardboard Painted in Changi, Singapore, 1943
زخمیهای جنگی که برخی به شدت بیمار، بسیاری بدون اعضای بدن که به روی طبقه همکف قرار داده شدند. آنهایی که کمتر بیمارند در طبقه بالا به سر میبرند. همراه با بدن آسیبدیده و متعفن و چرکی شده؛ بدون اینکه حتی آبی برای شستن توالتها وجود داشته باشد. مردانی که از اسهال خونی رنج میبرند و بیمارانی که باید گیج و در حال تلو تلو خوردن از پلهها پایین آمده و به سمت توالت بروند.

قطار باری توکوموال
Tocumwal - loading the train
هنرمند یوزل برگنر 1920 Yosl Bergner
تکنیک رنگ روغن روی بوم اندازه 65*94.3 سانتیمتر در شهر ویکتوریا نقاشی شده 1944 موزه خاطرات جنگ استرالیا
Oil on canvas 65 x 94.3 cmPainted in Victoria, 1944
فراریهایی که غریبه هستند اما در یک وضعیت استثنایی حالتی دوستانه به خود گرفتهاند. یکی از تجربیات برگنر، ترسیم این نوع تصاویری است که برگرفته از تجربیات شخصی اوست. او توسط شرکتی در توکوموال در نیوساوت ولز به کار گرفته شد. او افسردگی و خستگی را در این تصویر باز مینمایاند. پالت رنگهای نقاش بیشتر پذیرای رنگهای مرده قهوهای هستند تا حال و هوایی تیره و تار و عبوس را نشان دهند. چهار شخصیت گمنام در این نقاشی با بدنهای افتاده و خسته با حالتی افسرده یک روز بی پایان دیگری را به پایان برده و حال زنده ماندهاند؛ در قطارهای باری و غیر باری که این هم بخشی از تجربه و تلاشهای جنگ است.

منظره ویران شده
Shattered landscape, Cleve
هنرمند الکس کولویل 1920 Alex Colville
تکنیک ابرنگ به روی کاغذ اندازه 57.2*38.8 سانتیمتر
در 19 فبریه Watercolour on paper 57.2 x 38.8 cmPainted in 1945
"من منظره ویران و خرابی را نقاشی کردم". کولویل در گزارشات کاری ماهانه خود چنین یادداشتهایی نوشته بود. در اینجا خانهای بود که منهدم شده و اطراف آن توسط درختان بزرگی احاطه شده که شاخههایشان درهم شکسته و توسط بمبها و نارنجکها، آلمانیها مسیر بالای سر مرا به گلوله بستند. به مدت ده دقیقه بدون وقفه در حالی که تقاطع پشت سرم که کمتر از یکصد یارد با من فاصله داشت را به طور مکرر مورد حمله قرار دادند.

مرد نابینایی در بلسن
Blind man in Belsen
هنرمند الن مور Alan Moore
تکنیک رنگ روغن روی بوم اندازه 51.2*61.4 سانتیمتر نقاشی شده در ملبورن 1947 نمایش داده شده توسط هنرمند در سال 1969 موزه خاطرات جنگ استرالیا Oil on canvas 51.2 x 61.4 cmPainted in Melbourne, 1947
نیروهای ولزی در عملیات آزادسازی اردوگاه معروفی که مکان تجمع نازیها بود در 15 آوریل 1945 وارد عمل شدند که الن مور این واحد انگلیسی را همراهی میکرد. او شماری از طرحهای مدادی و پیش طرحها و همچنین عکسهایی را تهیه نموده بود که نمایانگر شرارت و بیرحمیهای سازماندهی شده بر علیه عمده دشمنان نازیها در سراسر اروپا بود؛ که این آثار مرجع و منبعی برای نقاشیهای او در بازگشت به استرالیا شد. مور بعدها ادعای خود را به عنوان گیرندهی آن عکسها پس گرفت زیرا هیچکس وحشت و ترورهایی که او شاهد آنها بوده را باور نمیکرد.

تصادم و برخورد بمب افکن ها
Bomber crash
هنرمند فرانک هیندر1992-1906 Frank Hinder
تکنیک تمپرا همراه با لعاب روغنی به روی تخته سخت اندازه 59.5*49.1 سانتیمتر نقاشی شده در سیدنی 1949 موزه خاطرات جنگ استرالیا
Egg tempera, oil glazes on gesso on hardboard 59.5 x 49.1 cm Painted in Sydney, 1949
آثار هنری هیندر بر تجارب شخصی او دلالت میکنند؛ از زمانی که او خلبان هودسون لاکهید بود و با آن پرواز میکرد. در یکی از مأموریت سری به منظور شناسایی باند دشمن در رابول Rabaul هواپیمای او سقوط کرد و آتش گرفت. هیندر در سال 1942 به یک سری از مجموعه مقدماتی طراحی پرداخت که او بعدها شروع به نقاشی هم کرد. هواپیما با صدای مهیبی سقوط کرد و شعلههای سوزان آتش و دود ظاهر شد. در این نقاشی شعلهها همانند شکلهای نیمه تجریدی هندسی به نظر میرسیدند.
فهرست منابع و مأخذها:
http://www.art-ww1.com
http://en.wikipedia.org/wiki/World_War_II_posters_from_Soviet_Union
http://digital.library.unt.edu/search/?q=WWI+Poster&t=fulltext
منتشر شده در نشريه الكترونيكي فيروزه ویژه پرونده جنگ
