تبليغاتX
آرتمیس آرت - مارگوت بيكل / احمد شاملو
Norah Moosavinia

 

پيش از آن كه واپسين نفس را برآرم

پيش از آن كه پرده فرو افتد

پيش از پژمردن گل ،

برآنم كه زندگي كنم

برآنم كه عشق بورزم

برآنم كه باشم .

 

در اين جهان ظلماني

در اين روزگار سرشار از فجايع

در اين دنياي پر از كينه

نزد كساني كه نيازمند منند

كساني كه نيازمند ايشانم

كساني كه ستايش‌انگيزند ،

تا دريابم

شگفتي كنم

باز شناسم

كه‌ام

كه مي‌توانم باشم

كه ‌مي‌خواهم باشم ،

تا روزها بي‌ثمر نماند

ساعت‌ها جان يابد

و لحظه‌ها گرانبار شود

 

هنگامي كه مي‌خندم

هنگامي كه مي‌گريم

هنگامي كه لب فرو مي‌بندم

 

در سفرم به سوي تو

به سوي خود

به سوي حقيقت

كه راهي‌ست ناشناخته

پر خاك

ناهموار ،

راهي كه ، باري

در آن گام مي‌گذارم

كه در آن گام نهاده‌ام

و سر بازگشت ندارم

 

بي آن كه ديده باشم شكوفائي گل ها را

بي‌آنكه شنيده باشم خروش رودها را

بي آن كه به شگفت درآيم از زيبايي حيات .

 

اكنون مرگ مي‌تواند

 فراز آيد .

اكنون مي‌توانم بگويم

كه زندگي كرده‌ام .

 

همچون كوچه‌ئي بي‌انتها / احمد شاملو 

 

 

نوشته شده توسط نورا موسوي‌نيا در ساعت 7 PM | لینک  |