ماهیت هنر معاصر
ازهار ( زهره) موسوی نیا
دانشجوي دكتراي پژوهش هنر و مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران مركز
هنر در هر دوره اي بازتاب و نمود انديشه ها، نگراني ها و گفتمان آن دوره و عصر است. هنر هر دوره متأثر از شرايط هنرمند آن دوره است. دوره اي كه گفتمان مسلط آن خرد و نظم و تعقل باشد، هنرمند آن دوره هم همين
ابزارها را براي بيان زيبايي بر مبناي تعادل بكار مي برد و اگر گفتمان ديني و معاني مسلط باشد، هنرمند؛ دغدغه زيبايي معناگرانه را دارد.
هنر معاصر كه آنرا هنر پسامدرن هم مي دانند، هنر هرج و مرج طلبي است. هنري التقاطي كه از نظر ظاهري همه چيز است و در باطن هيچ چيز. هنري كه به شدت متكي به تكنيك ها، فنون و مهارتهاي ديجيتالي و ارتباطات است. هنري با ظاهري پر زرق و برق و پيچيده اما با درونمايه اي ساده و بعضا توخالي است. هنر معاصر اگر هم بخواهد به گذشته اشاره كند يا ارجاع دهد صرفا براي استهزاء و هجو آن است تا يادآوري و نوستالوژي گذشته.
ليبراليسم آمريكايي، هنرمند امروزي را پر مدعا، خواهان رفاه و تن آسايي و شهرت بار آورده است. همچنين هنرمندي كه در كنار دريا در حال نوشيدن كوكاكولاي خنك، ممكن است در آثار هنري خود، گرسنگي در آفريقا، جنگ و كشتار در خاورميانه، خشونت و تبعيض در پليس آمريكا و فاجعه هاي زيست محيطي و ... را تقبيح و نقد كند. اما هدفش ارائه نظامي نو و راهكاري ارزش مدارانه نيست. چرا كه در بسياري موارد از اولين قرباني نقد هنر، ارزش هاي سنتي و دين مدارانه است. هنرمند معاصر مصداق بازارف، قهرمان رمان پدران و فرزندان اثر ايوان تورگنيف است. " بازارف در جواب يكي از شخصيت هاي رمان مي گويد: ... ما نفي مي كنيم ...
او ( شخصيت رمان ) مي پرسد : همه چيز را ؟
- بله همه چيز را.
شخصيت رمان مي گويد: شما همه چيز را نفي مي كنيد يا به عبارت ديگر همه چيز را خراب مي كنيد ... اما خراب كردن تنها كه نشد كار. بايد چيزي هم ساخت.
- اين ديگر وظيفه ما نيست. ما تنها راه را صاف مي كنيم.به عبارت ديگر، هنرمند معاصر، نخستين گروه از مردمان معاصر هستند كه مشغول ويران كردن دنياي اطراف خويش هستند. ( مددپور، ص 25)
زيبايي شناسي هنر معاصر مبتني بر ايجاد شوك و تحريك اعصاب است. گروههاي موسيقي متعدد شامل راك و پاپ امروزي از انجام هر عملي كه مشمول خشونت و نفي همه ارزشهاست، ابايي ندارند. آنچه دغدغه هنر امروزي است ارضاء احساس و غرايز اوليه هنرمند است. حس لذت خوردن، حس لذت سكس، حس لذت خشونت ، حس لذت كشتن، اين درونمايه ها كه امروزه مضمون همه مجلات و فيلم و عكس و ادبيات ( بويژه در غرب ) تمامي ندارد. هنرمند امروزي كاهن معبد قديمي است كه كارش تقدس دادن به كالاها و محصولات شركت هاي چند مليتي است. زيبايي هاي خيره كننده تبليغات، گرافيك رنگارنگ، تحريك ميل خريدن و داشتن هرچه بيشتر مشتري ، هنري است كه هنرمند، بوسيله آن مردم را به خلسه و رخوت مي برد. ناآگاهي هنرمند بر ناآگاهي مردم افزوده مي شود.
امروزه هنر در خدمت تبليغات است. تبليغات كالاها، خوراكيها و محصولات شركت هاي چند مليتي كه نياز به خوردن، تغيير دكوراسيون، مد لباس و گردش و تفريح به طور مداوم در حال تبليغ شدن است. همه ارزشهاي سنتي گويي براي اين بوجود آمدند كه در نهايت ما با پشت كردن به آنها نه تنها نظام ارزش مدار بهتري را نسازيم، بلكه تنها به غرايز حيواني خويش بازگرديم.
در هنر سنتي اشياء و كالاها مقدس بودند. سفالينه ها و ظروف، كاربردي آييني داشتند و نقوش تزييني آنها سمبوليك و رمزي بودند تا به طور مرتب به انسان فاني يادآور شوند كه او متعلق به عالمي برتر است و اين عالم را به او، با تمثيل و اشارات يادآور مي شدند. نقوشي همانند گياهان تجريدي ( گل نيلوفر، لوتوس ) يا حيوانات و پرندگاني مثل اسب، شير، سيمرغ و عقاب و ... در همه اديان و فرهنگهاي باستاني بكار گرفته مي شدند. امروزه اين نقوش صرفا براي تنوع و تحريك حس و غريزه لذت جويي بكار گرفته مي شوند، هنرمند امروزي آموزه هاي خود را از اديان و ارزش هاي معناگرانه نمي گيرد كه نيازي به استفاده از نقوش تمثيلي داشته باشد. طبيعت خود تحت سلطه ذهني هنرمند در آمده است نه همانند هنرمند دوره سونگ چين، كه همگام با نواهاي كيهان و طبيعت، ضربه هاي قلم مو را در نقاشي بكار مي گيرفت تا خود جزئي از طبيعت شود.( شوان، 1372) و (اعواني ، 1375)
پی نوشت:
۱ - ايوان تورگنيف، پدران و فرزندان، مهدي سعادت، تهران، نشر ياسر، 1368، ص 92
۲ - اعواني ، غلامرضا، حكمت و هنر معنوي (مجموعه مقالات) ، نشر گروس، تهران، 1375
۳ - پوپ ، اپهام آرتور، مقاله رابطه جغرافي و هنر در ايران، معنويت در هنر (مجموعه مقالات)، احمد كريمي، وزارت فرهنگ و ارشاد، 1381.
۴ - شوان، فريدهوف، مباني هنر معنوي 1، (اصول و معيارهاي هنر جهاني)، تهران، حوزه هنري، 1372
۵ - مددپور، محمد، پارادايم هاي زيبايي شناسي هنر معاصر، تهران، نشر سوره مهر،1384